السَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَی الاَْرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللَّهِ [اَبَداً] ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَ عَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ .
نويسندگان
حرم و بارگاه ائمه معصومين(ع)















عکس شهداءپايگاه شهيدرجائي





















/>
عکسهاي خودراجهت منتشر نمودن برايمان ايميل نمائيد

خبر شهادت امام حسین در مدینه

 


بشر گوید: سوار بر اسب خودم شدم، تاختم تا وارد مدینه شدم، هنگامی که به مسجد حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم رسیدم، با صدای بلند گریه کردم و این اشعار را گفتم:

یا اهل یثرب لا مقام لکم بها
قتل الحسین فادمعی مدرار

الجسم منه بکربلاء مضرج
و الراس منه علی القناة یدار

ای اهل مدینه؛ شما دیگر در آن اقامت ننمایید؛ چون حسین علیه‏السلام کشته شده است، و به همین جهت اشک از چشمان من سرازیر است.
جسم او در کربلا آغشته به خون است؛ و سر او بالای نیزه در شهرها گردانیده می‏شود.
بشر گوید: آن گاه گفتم: اینک علی بن الحسین علیهماالسلام است که به همراه عمه‏ها و خواهران خود در سرزمین شما فرودآمده است، و در نزدیکی شما از مرکب‏ها پیاده شده‏اند، من فرستاده‏ی او به سوی شما هستم تا شما را از مکان او باخبر سازم.


بشر گوید، وقتی این خبر جانسوز را رساندم، در مدینه هیچ زن پرده‏نشین و محجوبه‏ای نماند جز این که از خانه‏ها با موهای پریشان، صورت‏های خراشیده و سیلی بر صورت زنان بیرون آمدند و صدای واویلا و وامصیبتا بلند کردند.
من هیچ روزی را ندیدم که مثل آن روز، گریه کنند، زن و مرد گریه می‏کردند و هیچ روزی برای مسلمانان تلخ‏تر از آن روز نبود. صدای ناله‏ی دختری را شنیدم که بر امام حسین علیه‏السلام نوحه می‏کرد و می‏گفت:

نعی سیدی ناع نعاه فاوجعا
وامرضنی ناع نعاه فافجعا

فعینئ جودا بالدموع و اسکبا
وجودا بدمع بل بدمعکما معا

علی من دهی عرش الجلیل فزعزعا
فاصبح انف المجد والدین اجدعا

علی ابن نبی الله و ابن وصیه
و ان کان عنا شاحط الدار اشسعا

خبر مرگ آقای مرا قاصدی آورد، که من از این خبر به درد آمدم و بیمار شدم که قاصد مرگ با این خبر، فاجعه‏ای ببار آورد.
ای چشمان من! اشک خود را بذل نمایید و بریزید؛ و اشک بذل نمایید، بلکه هر دو با هم گریه کنید.
بر کسی که به سبب مصیبت او، عرش خدا لرزید و به حرکت درآمد؛ و از این مصیبت، بینی بزرگی و مجد و دین بریده و ناقص گردید.
بر فرزند پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم و بر فرزند وصی او؛ گرچه منزلش از ما دور بوده است.
سپس آن دختر گفت: ای پیام‏آور مرگ! حزن و اندوه ما را بر مصیبت سرورمان ابی‏عبدالله علیه‏السلام تازه کردی، و زخمهای التیام‏ناپذیر ما را خراشیدی، تو کیستی؟ خدای تعالی تو را رحمت کند؟
گفتم: من بشر بن خزام هستم، مولای من علی بن الحسین علیه‏السلام مرا فرستاد، او با خاندان حضرت ابی‏عبدالله علیه‏السلام و مخدرات عصمت او، در فلان موضع اجلال نزول فرموده است.
بشر گوید: اهل مدینه از من جدا شدند و با سرعت به طرف بیرون مدینه حرکت نمودند. من اسب خود را نهیب زدم و تاختم و به سوی آنها بازگشتم، دیدم ازدحام جمعیت راه‏ها را بسته و امکان ورود به نزد خیمه‏ی امام سجاد علیه‏السلام نیست، راه‏ها و مواضع را گرفته بودند.

[ شنبه ۱۸ دی ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:٥٦ ‎ب.ظ ] [ روح الامینی ]

درباره وبلاگ

شماره پیامک اختصاصی:30006132242000 شماره حساب بانک ملی:0105364580007 ایمیل:seved167@yahoo.com
موضوعات
آرشيو مطالب
ديگر



امکانات وب
قران مجيد-آنلاين
قرآن آنلاین
مسجدجامع کوهبنان/
نوا